سواستیکا
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٦   کلمات کلیدی: سواستیکا ، چلیپای شکسته ، گردونه خورشید ،نشان اسرار آمیز چلیپا ،چلیپای گردون ، گردونه مهر ،swastika suvastika

سواستیکا: (( نشان اسرارآمیز))

 

آنچه در این نوشتار مورد بررسى قرار مى گیرد، پژوهشى است درباره چلیپا و چلیپاى شکسته.

 

واژه سواستیکا ( Swastika یا  Suvastika) ازسانسکرت میباشد و آمیزه ای از سو، هست و هستی می باشد. در ایران باستان این نشان مقدس را ((گردونه مهر)) می گفتند.

سواستیکا نشانه : آب،خاک،باد،آتش،خورشید و خوش اقبالی بود.


 فرهنگ ما آن درخت تنومند و بالنده اى است که ریشه در عمق زمین و زمان دارد و در برابر توفان ها ایستاده و خم نشده است. ایران با این درخت تنومند و بارآور خود بارها دچار خیره سرى ها و ویرانگرى ها شده ، آفرینش هاى هنرى و فرهنگى گرانمایه ما به دست فرومایگانى (مانند اسکندر ، چنگیز و ...) به آوار «غارت» رفته است. ملتى که بر سر در دانشگاه گندى شاپور در ۱۷۰۰ سال پیش از این مى نویسد: «شمشیرهاى ما مرزها را مى گشاید و دانش و فرهنگ ما دلها و اندیشه ها» ، چگونه مى تواند فرهنگ و روش زندگى خود را به دست فراموشى سپارد؟ گزافه نیست که ایران را سرزمین چلیپا (سواستیکا) بنامیم.

اگر این نشانواره در بردارنده کیفیات آسمانى نبود، این چنین در دل نمى نشست. این نشانواره با اعتقاد و ایمان دینى سرشته، به معبد و مسجد راه یافته و جاودانه بر مهرابه و دیوارها نشسته وآنها را آراسته است.

نقشى که گاه مظهر اله یت، نماد خورشید، فروغ بى پایان، نظم هستى، آتش، فراوانى، آذرخش و جاودانگى است.

(( نگاره اى که آریاییان، مصریان، آشوریان کهن، بومیان آمریکا،هندی ها، چینی ها، بودائیان و مسیحیان به کار برده اند اما صاحب راستین آن ایرانیان هستند))

چلیپا، نگاره اى است بسیار کهنسال و چون نزد پیشینیان گونه اى نماد نیروهاى نهفته در طبیعت و نیروهاى آسمانى به شمار آمده در بیشتر سرزمین ها که تمدن هاى باستانى را در بستر خود پرورش داده است یافت مى شود. (پیشینیه آن را در ایران تا هزاره پنجم پیش از میلاد مسیح (۷۰۰۰ سال پیش) در دست داریم!!!)

چلیپای شکسته یکى از قدیمى ترین و پیچیده ترین سمبل هاست. این سمبل ماقبل تاریخ در آسیا و در بین اقوام آریایی به وفور یافت شده است.

 

گفته شده که چلیپای شکسته یک شکل قراردادى «انسان» است با دو دست و دوپا، اتحاد اصولى نر و ماده و مظهر حرکت و سکون، تعادل و هماهنگى، نیروى گریز از مرکز، خروج و بازگشت به مرکز و آغاز و پایان.

در هرجاى این سرزمین مقدس مى توان آن را دید. هیچکس یک سویه حق ندارد آن را از آن خود و خاستگاه آن را در سرزمین خویش بداند، ایرانیان سزاوارترند و در میان آنان در رده نخست قرار دارند.

میان چلیپا و چلیپاى شکسته با نگاره که «صلیب مسیح» یا «دار» است، تفاوت وجود دارد. چلیپای شکسته  ریشه در پیش از تاریخ دارد، اما صلیب مسیح یا دار مربوط به دورانهاى نزدیک به اکنون هستند. در نگاره که رومیان با آن آدمیان را مى آویختند و به چهارمیخ مى کشیدند و مى کشتند، تنها دو پهلو برابر است و همانند انسانى است که ایستاده و دستها را گشوده است.

نماد چلیپا به اینگونه (()): نخستین بار در سرزمین خوزستان یافت شده که زمان آن نیز به ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح مى رسد و آشکار مى سازد که ریشه اى کهن در تاریخ ایران زمین دارد؛ این سنگواره اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می شود.

چلیپا در بسیارى از نقاط ایران دیده شده است

در مرودشت دو کیلومترى جنوب تخت جمشید ظرف هاى سفالین منقوش به نگاره چلیپا به چندین گونه بسیار دیدنى یافت شده است. در میان ابزارهاى یافت شده در کاوش هاى لرستان، ابزارهاى مفرغینى است که بیشتر وابسته به زین و برگ، لگام و افزارهاى جنگى است که نقش چلیپا بر پیکره آنها دیده مى شود. در تپه «گیان» در جنوب نهاوند ، در «گلیان» فسا دراستان فارس، در تپه «سیلک» کاشان، تپه «باکون» تخت جمشید، در دیلمان، شوش، موسیان، در تپه «حصار» دامغان، در شهر سوخته سیستان ،در کلاردشت، در تپه «حسنلو» در جنوب غربى دریاچه چیچست (ارومیه) ، در ایلام، رودبار گیلان به صورت گردنبند ساخته شده از طلا که دارای قدمت یک هزار سال قبل از میلاد مسیح است، در «گرمى» Germi دشت مغان، در کرمانشاه، در «جوین» گیلان، در کوه خواجه سیستان، در نیشاپور، در ویرانه هاى «قلعه یزدگرد» در کنار مرز کنونى ایران و عراق در نزدیکى قصر شیرین در گچ برى هاى کاخ تیسفون و... ؛ پس می بینیم که نشان سواستیکا در ایران به وفور پیدا می شود و بدان معناست که این نشان مقدس و زیبا به ما ایرانیان تعلق دارد.

بعد از پیدایش دین اسلام، نماد چلیپا و چلیپاهاى شکسته که هم از زیبایى برخوردار بود وهم رنگ دینى داشت و مقدس بود، فراموش نشد. چلیپا در دوره اسلامى نیز کاربرد و زندگانى دیگرى آغاز کرد. ایرانیان خوش سلیقه، نام بزرگان دین را با آرایه هاى دلنشین بر کاشیکارى هاى مساجد، استوار و ماندنى ساختند.

چلیپا در هنر اسلامى، عنصرى کلیدى بوده و رابط و پیوند دهنده نگاره هاى پیچیده به شمار آمده است از جمله در مسجد جامع اصفهان که مربوط به سده اول هجرى بوده و بر روى یک آتشکده باستانى پایه گذارى شده است. (بر همه جاى مسجد جامع اصفهان) نگاره هاى گوناگون و خوش ساخت از چلیپا دیده مى شود. در آرامگاه «میرنشانه» در بازار کاشان که گنبدى مخروطى دارد، نام مقدس «على» به شکل چلیپا کشیده شده است.

گنبد قدمگاه نیشابور نیز، کاشیکارى هاى مزین به نگاره چلیپا را در خود دارند. نقش چلیپا بر گنبد علویان در شهر همدان خیابان باباطاهر که روزگارى دبیرستان علوى بوده است، نیز دیده مى شود.در گچ برى هاى مسجد جامع نائین، در مسجد کبود و در قسمت گنبد آن که تماماً کاشیکارى بوده نقش على (ع) رویت مى شود و در فضاى هر ردیف کاشى، نقش چلیپا با رنگ زرد بارها تکرار شده است.

در موزه «قم» کاشى هاى ستاره اى و چلیپایى که از امامزاده على بن جعفر قم به دست آمده نگهدارى مى شود. در زیر نگاره یکى از کاشى ها، چلیپایى که تاریخ ۶۵۶ هجرى دارد دیده مى شود.

رفته رفته این نگاره که خود نماد یک رشته باورهاى کهن آریایى بود در دوره اسلامى با تلقى ویژه ایرانیان از خاندان پیامبر(ص) و به خصوص على(ع) بستگى پیدا کرده، درآمیخت.

آنگاه هنرمندان و سازندگان و کاشیکاران ایرانى این نگاره مقدس را بر درها و بر کاشى هاى مساجد و نیایشگاه ها آوردند.

چلیپا نشانگر نمودها و چهره هاى گوناگون پرتو خداوند است. همچنانکه خورشید تیرگى ها را مى زداید، نمودهاى گوناگون و پرشمار خداوند روشنى بخش چهارسوى جهان و جهان درون انسان است.

در ایران پیش از «اشو زرتشت» تیره هاى آریایى عناصر چهارگانه: باد، خاک، آب و آتش را گرامى دانسته و آن را به وجود آورنده گیتى و گرداننده نظام هستى مى شمرده اند و با اعتقاد به اینکه از نزدیکى و ترکیب این عناصر به نسبت معین، هستى شکل گرفته است، هر شاخه این نشانه را جایگاه یکى از عناصر چهارگانه مى دانستند. عناصر چهارگانه هستى بخش، بر روى هم و با گردش و چرخش خود چرخ آفرینش را آهنگ مى دهد و نظام پرشکوه طبیعت را نگهبانى مى کند.

در بهار، سبزه و شکوفه و گل و در پایان تابستان، میوه و فرآورده هاى نیروبخش مى دهد. در خزان و زمستان، آب فراوان به تن سوخته زمین مى افشاند و از سوز سرما همه را نوید آتش مى دهد و بارها تکرار مى شود و این تکرارها زندگى را مى سازد و مرگ را مى آفریند، نه تنها در انسان، بلکه در کل کائنات.

این چلیپا در بسیارى از فرهنگ ها و نقاط جهان دیده شده است: آشور کهن، مصر باستان، هند، یونان، چین، رم، جزیره کرت، آزتک ها و ... را سواستیکا می نامند.

چینى ها و هندیها، سواستیکا (چلیپا) را تجمع علائم خوش اقبالى با ده هزار تأثیر ، نماد بارورى و مظهر باران مى دانند. نزد آنان، سواستیکاى آبى مؤید فضایل و برکات آسمانى، سواستیکاى قرمز نشان برکت قلب مقدس بودا، سواستیکاى سبز مظهر برکت ابدى در کشاورزى، سواستیکاى زرد نماد نیک فرجامى و سعادت ابدى است.

نزد مسلمانان ، سواستیکا به چهار جهت اصلى دلالت داشت. زیرنظر داشتن فصول به وسیله فرشته ها که هرکدام در یک رأس چلیپا قرار دارند: درجنوب(فرشته مرگ)، در شمال (فرشته زندگى) ، در مغرب (فرشته اى که سرنوشت را ثبت مى کند) و در مشرق (فرشته منادى).

آدولف هیتلر:

هیتلر که به برترى نژاد آریا باور داشت و آریاییان را مى ستود و به آنها احترام می گذاشت.این نماد آریایى را به کار برد.

هیتلر در جوانى به حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان پیوست. با قدرتمند تر شدن حزب نازی، میهن دوستان آلمانى بر آن شدند تا پرچمى براى حزب شان آماده کنند. هیتلر مسؤول انتخاب پرچم شد. او پارچه سرخى را که در میان آن دایره اى سفید رنگ و درون دایره، چلیپاى شکسته اى به رنگ سیاه بود را به عنوان پرچم پیشنهاد کرد. 

 با توانمندتر شدن نازیها، هیتلر به صدارت اعظمى و سپس به پیشوایى رسید. روزنبرگ نظریه پرداز حزب نازى مى گفت: «هنگامى که نماد بیدارى، پرچمى با علامت زندگى که همان چلیپای شکسته است، یگانه مذهب حاکم بر رایش ژرمنى شود، ساعت سعد آلمان فرا رسیده است». یکى از جراید آلمان در همان سالها نوشت: ((این علامت خوشبختى را از ایران به آلمان برده اند!))

چلیپا چندهزار سال قبل از میلاد مسیح نماد مقدسى در کشورهاى جهان به ویژه نزد آریاییان داشته است.

شاهان آشور آن را به عنوان یک نماد دینى بر سینه مى آویختند و شاهان هخامنشى آرامگاه خود را چلیپا گونه مى ساختند.

در کشورهاى اسلامى و به ویژه ایران با این نگاره، شبکه گسترده و پردامنه اى به نام «الله،محمد، على» ، مسجدها و نیایشگاهها را زیب و زینت بخشیده است.

این نشانواره، نماد افزایش و فراوانى و داراى بار مغناطیسى مثبت است. مسیحیت که پاره اى از دستورات دینى خود را از «آیین مهر» (آیین آراییها) گرفته، چلیپا را نیز از آریاییان به وام گرفته است. نسل نو مسیحى نمى داند که در روزگاران کهن، ایرانیان به هنگام نیایش پروردگار، رو به خورشید چلیپا را روبروى خود مى نهادند و نماد چرخ هستى اش مى دانستند.  

***بر گرفته شده از کتاب نشان اسرار آمیز نوشته : دکتر نصرت الله بختورتاش***

 توضیح نویسنده وبلاگ: متاسفانه درحال حاضر سکان (کنترل) جهان در دست آمریکا و رهبران یهودی آن است و در سدد آن هستند کشورهایی که منافع آنها و جایگاهشان را به خطر می اندازند را در زهن افکار عمومی به شیوه دلخواه خودشان بدنام و یا تروریست بنامند، برای نمونه در فیلمهای خود به شکل بد یا شیطانی (افراد شیطان پرست، خلافکار،پست فطرت، آدم کش و بی رحم، جانی و ...) تا می توانند از نشان سواستیکا به طور خالکوبی بر روی بدنشان نشان می دهند تا بگویند این نشان که برای آریایی ها مقدس است، در اصل اهریمنی است؛ اما پرچم و نشانهای مورد استفاده خود را به شکل اشکالی انسان دوستانه، حامی جان بشر و می خواهند بگویند " هرجا که پرچم آمریکا و متحدینش برافراشته باشد یعنی در آن مکان صلح بر قرار است " با اینکه همه می دانند هرجا آمریکا و متحدانش باشند، کشت و کشتار ، ترور شخصیت های مهم، شکنجه، آدم ربایی ،تجسس در امور کشورها و... به طور فجیعی رخ می دهد که حتی برخی از آنها چندین بار باعث رسوایی این کشورهای  استعمارگر (استعمار به شیوه مدرن) شده است.