چرا آلمان قدرتمند، در نبرد کورسک شکست خورد؟
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٥   کلمات کلیدی: نبرد کورسک ،تجسس ،ارکستر سرخ ،نبرد تانک ها ،تانک ،شوروی و آلمان نازی

جنگ جهانی دوم میدان مبارزه بهترین و نخبه ترین سربازان و فرماندهان طرفین بود اما این بهترین ها و نخبه ترین ها الزاما نه در میدان جنگ رو به روی هم قرار گرفته بودند. باهوش ترین و با استعدادترین سربازان آلمان، شوروی، انگلیس، آمریکا و ژاپن نه یونیفرمی می پوشیدند و نه در گل و لجن سنگرها می خوابیدند. در تمام طول جنگ جهانی دوم، جنگ به همان وسعت ولی پنهانی و غیر محسوس جریان داشت. سربازان این جنگ پنهان، جاسوسان و ماموران اطلاعاتی بودند که سعی داشتند با جمع آوری اطلاعات حیاتی از دشمن  و یا فریب دادن آن درباره نیات خود، او را نابود کنند.


در 22 آگوست 1943 بزرگترین نبرد زرهی تاریخ به وقوع پیوست، نبرد کورسک (نبرد تانکها)، به پایان رسید. آدولف هیتلر تصمیم گرفته بود با تمرکز نیروهای خود در مرکز شوروی و با یک حمله سریع، روسها را به دو قسمت کرده و با ایجاد یک شکاف بزرگ باعث شکست و فروپاشی کل ارتش سرخ (ارتش روسیه) شود. 800 هزار سرباز به همراه 2700 تانک و 2000 فروند هواپیما ماموریت یافتند تا آخرین ضربه را بر پیکره ارتش سرخ وارد کنند. اما ارتش هیتلر پس از 48 روز نبرد سهمگین، شکست خورده و مجبور به عقب نشینی شد. روسها بارها و بارها تانکهای آلمانی را عقب می راندند و هر بار که آلمانها موفق به شکافتن خطوط دفاعی روسها می شدند خود را مقابل یک دسته بزرگ تانک دیگر میافتند. نتیجه این نبرد برای آلمان فاجعه آمیز بود تا حدی که نیروی زمینی آلمان به فشار روسها به پشت رود (دنیپر) عقب نشینی کرد و کمی بعد شهر (کیف) را نیز از دست داد. هرچند که تلفات روسها بسیار سنگین بود ولی به لطف منبع پایان ناپذیر انسان در روسیه این تلفات نا چیز بود اما برعکس تلفات وارده بر ارتش آلمان غیر قابل جبران بود. 500 هزار کشته و مجروح، 500 دستگها تانک و 200 فروند هواپیما تلفات آلمان بود.

 

 

برای اولین بار ارتش آلمان در یک نبرد، بدون کسب هیچ پیروزی متحمل شکست شده بود ولی سوال اینجاست که روسها چگونه این شاهکار باور نکردنی را رقم زده بودند؟ حقیقت این بود که قبل از به وقوع پیوستن این نبرد جزئیات این عملیات توسط جاسوسان شوروی لو رفته بود و ارتش سرخ از تمام تحرکات، نقشه های اصلی و نقشه های احطیاطی آلمان آگاهی داشت. پیروزی روسها در نبرد کورسک نه در میدان نبرد بلکه در پشت جبهه ها و مدتها قبل از آغاز عملیات جنگی رقم خورده بود.

 

ارکستر سرخ

 

در سال 1942 توسط سرویسهای مخفی آلمان تیم ویژه ای برای مقابله با (ارکستر سرخ) تشکیل شد که مستقیما از خود پیشوا دستور می گرفت. ارکستر سرخ نامی بود که سازمان اطلاعاتی آلمان (گشتاپو) بر شبکه جاسوسی طرفدار شوروی گذاشته بود. این شبکات جاسوسی به یکی از معضلات آلمان نازی تبدیل شده بودند و مقابله با آنها یکی از اولویتهای سرویسهای اطلاعاتی هیتلر بود.

در اوایل سال 1939 سرویس مخفی شوروی یک لهستانی یهودی الاصل به نام (لئوپولد ترپر) را در نقش یک کارخانه دار ثوتمند به بروکسل فرستاد. قرار بود (ترپر) تحت این پوشش، شبکه جاسوسی در کشورهای فرانسه، بلژیک، سوئیس و هلند راه اندازی کند. ترپر یک شرکت تولید بارانی راه انداخت که تولیداتش را به بیشتر کشورهای اروپایی صادر می کرد. پس از سقوط بلژیک او به فرنسه رفت و در پاریس شرکت (سیمکس) و در بروکسل شرکت (سیمکس کو) را راه اندازی کرد که هردو شرکت در کار خرید و فروش محصولات در بازار سیاه بودند.

ترپر 7 شبکه جاسوسی را در فرانسه تحت اشغال آلمان نازی به راه انداخت و آنها را اداره می کرد. او سعی می کرد که اطلاعات نظامی، دیپلماتیک و صنعتی را جمع کند. ترپر مهمانی هایی را ترتیب می داد که در آنها صاحب صنایع و نظامیان آلمان دعوت می شدند؛ او سعی میکرد تا با آنها رابطه ای دوستانه برقرار کند. جاسوسان تحت فرمان ترپر، اولین کسانی بودند که به نقشه حمله هیتلر به شوروی پی بردند ولی استالین (رهبر شوروی) به دلیل بی اعتمادی که به سرویس مخفی خود داشت، اطلاعات آنها را نادیده گرفت. گذشت زمان درست بودن اطلاعات ترپر را به اثبات رساند.

اما شانس زیاد با ترپر یار نبود. در دسامبر 1941 نیروهای گشتاپو (سرویس اطلاعات آلمان نازی) مخفیگاه بیسیم او را در بروکسل یافتند و خودش نیز چند روز بعد در پاریس بازداشت شد. او راضی شد تا با آلمانی ها همکاری کند و اطلاعات گمراه کننده را برای روسها ارسال کند. اما شبکه اطلاعاتی او در سال 1943 فروپاشید و بیشتر ماموران آن به زندان افتادند. همکار ترپر، سوزان اسپارک، در سال 1944 اعدام شد. دو سال بعد ترپر از زندان آلمانی ها آزاد شد ولی دوباره به زندان افتاد این بار نه به دست آلمانی ها بلکه به دست اربابان سابقش. روسها که به او مشکوک شده بودند، به جای اینکه به او مدال شجاعت بدهند ترپر را تا سال 1955 در زندان نگه داشتند. پس از آن ترپر به لهستان بازگشت و در سال 1974 به اسرائیل مهاجرت کرد. او در سال 1982 و در اسرائیل جان سپرد.

اما گروه ترپر بخشی از شبکه ارکستر سرخ بود. تا قبل از حمله آلمان به روسیه، تعدادی از گروه های کمونیست مخالف هیتلر سعی می کردند تا اطلاعات با ارزشی را که می یابند به دست روسها برسانند اما برای این کار یک شبکه ثابت و برنامه ریزی شده نداشتند. پس از حمله آلمان به روسیه، سرویس مخفی شوروی به دو تن از کسانی که قبلا اطلاعاتی برای آنها فرستاده بودند نزدیک شد. یکی از این دو نفر فردی بود به نام پرفسور (آروید هارناک) که در سال 1935 توسط سرویس مخفی استالین استخدام شده بود و دیگری (هارو شولز- بویزن) نام داشت که در ستاد نیروی هوایی آلمان کار می کرد و توسط پرفسور هارناک به روسها معرفی شده بود.

چهار روز پس از حمله آلمان به روسیه اولین پیام سری این گروه مخابره شد. آلمانی ها ادعا می کردند که می توانند مکان یک بیسیم را طی 40 دقیقه بیابند. در روز 30 جولای 1942 گشتاپو محل بیسیم چی گروه را پیدا کرد و کمی بعد شولز- بویزن و پرفسور هارناک را دستگیر کرد.

این بخش ارکستر سرخ از هم پاشیده شد ولی تا قبل از آن همین بخش توانسته بود تعداد زیادی  از مخالفان پیشوا را گرد هم آورد. هنگامی که اعضای این گروه دستگیر شدند از پیرمرد 86 ساله تا نوجوان 16 ساله در میانشان یافت می شد. 40 درصد از اعضای این گروه را زنان تشکیل می دادند. این گروه اطلاعاتی مانند استعداد نیروی هوایی آلمان و تولید ماهانه هواپیما و جنگ افزار آن، محل ذخایر سوخت آلمان، نقشه های تهاجم زمینی آلمان به قفقاز و هر اطلاعات دیگری را به روسها رسانده بودند.

 

 

اما شاخه دیگری از ارکستر سرخ وجود داشت که خارج از خاک آلمان یا کشورهای اشغال شده فعالیت میکرد. این گروه (3 قرمز) نام داشت. محل فعالیت 3 قرمز در سوئیس بود و توسط یک اترشی به نام (رادو) اداره می شد.رادو در سال 1936 به ژنو رفته بود و یک شبکه جاسوسی وسیع را در آنجا راه اندازی کرده بود. همین شبکه جاسوسی بود که تاریخ و نقشه حمله کورسک را به روسها اطلاع داده بود و از برکت فعالیت آنها استالین از تمام جزئیات نقشه هیتلر با خبر شده بود. روسها بر اساس این اطلاعات 8 خط دفاعی پشت سرهم درست کردند که آلمانها پس از شکستن هر خط، مجبور به مقابله با خط دیگر شدند؛ همین دفاع پر تعداد در نهایت ماشین جنگی هیتلر را به گل نشاند.