چگونگی شکل گیری دولت اسرائیل
ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩   کلمات کلیدی: اسرائیل ،بنی اسرائیل ،شکل گیری اسرائیل ،دولت مردان اسرائیل ،صهیونیسم

اسرائیل

نکته : ما هموطنان یهودیمان را محترم می شماریم، این مقاله هیچگونه ضدیتی علیه آنها نداشته و تنها مقصود آن صهیونیست ها است.

" رژیم اشغالگر "، کلمه ای که در کشور ما کاملا در مورد کشوری بیان می شود که آن را اسرائیل نیز می خوانند. کشوری که برروی خون و اجساد زنان، کودکان و مردان فلسطینی بنا شده. هنگامی که به تاریخ چند دهه این رژیم نگاه می کنیم، ما تنها با بذری که انگلستان در این منطقه کاشت و آمریکا آن را آبیاری کرد روبه رو نیستیم بلکه با چندین سال خیانت بسیاری از دول عرب و مسلمان خود فلسطین گرفته تا لبنان، سوریه و ... می رسیم. اسرائیل کشوری است که با اشغال کشوری دیگر پا به عرصه وجود گذاشت و با اشغالگری مناطق دیگر از بلندیهای جولان سوریه گرفته تا مزارع لبنان، کرانه باختری رود اردن، صحرای سینای مصر، پایش را فراتر از مرزهایش گذاشته. و مطمئنا اگر کسی با این کارها مخالفت نمی کرد، کل دنیا را تصرف می کرد. تاریخچه تشکیل کشور اسرائیل به چند سال قبل از جنگ جهانی دوم بر می گردد. نام " بنی اسرائیل " به معنی فرزندان اسرائیل است.

در عهد عتیق  حضرت یغوب به اسرائیل ملغب شده که به معنی زورآزمایی با خدا است (بر اساس اعتقادات غلط یهودیان). قوم یهود از آن جهت بنی اسرائیل نامیده می شوند که خود را از نسل فرزندان یغوب پیامبر می دانند.


اولین موج مهاجرت یهودیان به اسرائیل از سال 1881 با مهاجرت اشکنازیها و با عنوان " بازخرید وطن " شروع کردند. سران و شیخهای پول دوست فلسطین بدون اجازه مردم زمینهای بسیاری از آنها را به یهودیان فروختند، بیش از 40000 هزار یهودی به فلسطین مهاجرت کردند که با خشم اعراب روبه رو شدند. در همین زمان انگلیس " نامه سفید " ( گزارش دولت ) خود را منتشر کرد که مهاجرت یهودیان و خرید زمین توسط آنها را محدود نمود، تا با اینکار بتواند جلوی شورشها و خشم اعراب را بگیرد اما شورش اعراب در فلسطین، باعث کشته شدن 133 یهودی شد از این رو دولت تازه تاسیس شده اسرائیل با تسلیحات بجا مانده از انگلیس دست به مسلح سازی مردم زد، انگلیس نا امید از برقراری توازن میان اعراب و یهودیان خود را از مناسبات بیرون کشید.

سران اسرائیل معتقد بودن که ما باید دارای یک جامعه نظامی باشیم تا بتوانیم در صورت اتحاد تمام اعراب با تمام قوا در برابر آنها ایستادگی کنیم. این مساله بعدها در اجباری کردن خدمت سربازی برای زن و مرد، مسلح کردن تمام یهودیان شهرک نشین و دادن آموزش نظامی به بچه های مدارس از جمله ثمرات این تفکر بود.

پس از چند ساعت که انگلیس از فلسطین خارج شد، اسرائیل موجودیت خودش را اعلام کرد، پس از اعلام استقلال، خشونت بین اعراب و یهودیان بالا گرفت و ارتش سوریه، اردن، عراق، مصر و لبنان (عربستان با حمایت مالی) علیه اسرائیل وارد جنگ شدند. البته نکته جالبتر اینکه در همان لحظه ایران اولین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و همچنین تا قبل از وقوع انقلاب، ایران کمکهای مالی بسیار زیادی به مهاجرت یهودیان از اروپا به فلسطین کرد که این امر باعث شد ایران در صدر جدول دشمنان کشورهای عرب قرار بگیرد، اما با وقوع انقلاب ورق به کلی برگشت و ایران بزرگترین و محبوب ترین حامی مردم فلسطین و لبنان شد به طوری که دولتهای عرب در برابر حمایت های ایران از فلسطین کم آوردند. پس از ایران اتحاد جماهیر شوروی و پس از آن آمریکا اسرائیل را به رسمیت شناختند. ایالات متحده در اوایل استقلال اسرائیل، روابط سردی با این کشور داشت و ارسال تسلیحات به اسرائیل را ممنوع ساخته بود، از این رو اسرائیل با دولت فرانسه پیمان دوستی بست و بیشتر تسلیحات و ادوات جنگی را از فرانسه خریداری کرد تا فرانسه نیز سهمی در کشتار مردم بی گناه فلسطین داشته باشد ولی با شدت گرفتن درگیریها میان اسرائیل و دول عربی، فرانسه خود را عقب کشید زیرا نمی خواست که با اعراب سر اسرائیل دچار مشکل شود (البته فرانسه دلش به خاطر مردم فلسطین نسوخته بود و بیشتر از این می ترسید که کشورهای عربی فروش نفت به فرانسه را قطع کنند). پس از وقوع انقلاب در ایران و دشمنی ایران با آمریکا و اسرائیل، آمریکا فهمید که بزرگترین پایگاهش در خاورمیانه از دست داده و باید برای این حادثه چاره ای می اندیشید، پس بهترین گزینه را برای حفظ نفوظ در خاورمیانه و هم برای مقابله با ایران را برگزید و آن حمایت از اسرائیل بود. در این دوران سیل کمکهای آمریکا به اسرائیل روانه شد، یهودیان ساکن آمریکا نیز کمکهای مالی خود را به اسرائیل فرستادند. در حال حاظر شرکتهای زیادی در جهان وجود دارند که نا شناخته هستند و به ارتش اسرائیل کمک مالی می کنند. یکی از کمپانیهایی که به طور آشکار از این کشور حمایت میکند، شرکت گوشی سازی NOKIA است که قسمتی از درآمد خود را صرف کمک به ارتش اسرائیل می کند.

رئیس جمهور سابق آمریکا - بوش پدر در جمع یهودیان

واژه صهیونیسم

در اصطلاح سیاسی احزاب با پسوند "یسم" و پیروانش را با پسوند "یست" می نامند.صهیونیسم،جنبش یهودی تندرویی با اهداف تشکیل جامعه و کشور خود مختار یهودی رژیم اسرائیل در فلسطین می باشد، نام این جنبش از کوه "صهیون"(آرامگاه داوود نبی )که در " اورشلیم " قرار دارد، گرفته و در طول تاریخ و گذر زمان به نماد سرزمین فلسطین مبدل شده است. سال 70 میلادی ویرانی اورشلیم توسط رومیان عامل اصلی مهاجرت یهودیان به سراسر جهان گردید،پراکندگی یهودیان در سراسر دنیا نتوانست به وحدت دینی و فرهنگی آنها لطمه وارد کند و آنها با هیچ فرهنگی آمیخته نشدند. یهودیان در سالهای طولانی اقامتشان در مناطق مخطلف،همواره آرزوی سرزمین موعود را که حضرت موسی (ع) بدان اشاره نموده را در دل نگه داشتند. در این مدت بسیاری از اندیشمندان آنها نظریه های مخطلفی برای رهایی از وضعیت موجود ارائه دادند.برای مثال تئودور هرتسل (روزنامه نویس مجارستانی) معتقد بود یهودیان مهاجر در سراسر دنیا که اغلب مورد اذیت و آزار بسیاری از دولت ها نیز قرار دارند باید برای نجات خود اقدامات گسترده ای را انجام دهند، وی در کتاب دولت یهود به این موضوع اشاره می کند که تنها راه مقابله با راه یهود ستیزی، ایجاد یک دولت یهودی می باشد، هرتسل در سال 1897 نخستین کنگره جهانی صهیونیست را در شهر بازل سوئیس برگزار نمود. با وجود تمامی این تلاشها نخستین قدم برای تشکیل دولت یهودی در فلسطین که تحت امر دولت عثمانی قرار داشت به جایی نرسید. پس از تجزیه دولت عثمانی در فلسطین و افتادن آن کشور در چنگال دولت استعمارگر انگلیس، تلاش های مجدد یهودیان آغاز شد، در آن زمان یک یهودی با نفوذ به نام "حیم وایزمن" موافقت دولت انگلیس را برای کوچ یهودیان را به سرزمین فلسطین جلب کرد. طی جنگ جهانی اول و دوم (به ویژه در جنگ جهانی دوم با اقدامات یهود ستیزی آلمان نازی) یهودیان به فلسطین مهاجرت کردند، هرچند که مهاجرت ها با مخالفت هایی از سوی اعراب و مسلمانان روبه رو شد ولی با همایت انگلیسی ها از یهودی ها، اعتراض ها به جایی نرسید، با تضعیف شدن انگلیس این پیر استعمار در طول جنگ جهانی دوم توسط آلمان هیتلری  و بعداز پایان یافتن جنگ و کناره گیری این حکومت از بسیاری از مستعمراتش،زمینه تشکیل یک حکومت یهودی در فلسطین از طریق تجزیه آن کشور توسط ابرقدرت ها به وجود آمد. در سال 1948 انگلیسی ها از فلسطین خارج شدند و بلافاصله یک دولت یهودی دست نشانده استعماری یهودی روی کار آمد و "حیم وایزمن" نخستین رئیس جمهور اسرائیل شد، به دنبال این واقعه نخستین جنگ اعراب و اسرائیل رخ داد، رژیم صهیونیستی که از حمایت های بی دریغ ابر قدرتها برخوردار بود با پیروزی در این جنگ، حتی سرزمین های بیشتری فراتر از آنچه سازمان ملل برایش تعیین نموده بود را تصرف کرد، صهیونیستها پس از دستیابی به این موقعیت ترور و کشتار وحشیانه ای را بر علیه ساکنین مسلمان فلسطین آغاز نموده و هزاران تن از آنها را از خانه های خود راندند، مسئله کشتار و آورگان فلسطینی زمینه جنگ های بعدی اعراب و اسرائیل شد. صهیونیست های متعصب و تندرو، خواهان رسیدن به یک کشور یهودی از طریق زور و سلطه نظامی هستند که به اصطلاح خودشان مرزهای آن از رود نیل تا فرات ادامه داشته باشد! این جنگ و نبرد که تا کنون به قیمت جان هزاران فلسطینی بی گناه که جرمشان دفاع از خانه و کاشانه شان است همچنان ادامه دارد.در این راه بسیاری از ابر قدرتها دولت اسرائیل را یاری می دهند.جنایتهای اسرائیل منحصر به نیروهای نظامی و انتظامی آن رژیم نیست بلکه سازمان اطلاعاتی آن به مراتب اعمال کثیفتری انجام داده و میدهد.

در دوران زمامداری انگلیس بر فلسطین سازمان مخفی صهیونیست ها دارای یک تشکیلات اطلاعاتی به نام (Sherut Yedioth) معروف به شایی (Shai) بود.شایی همزمان با راه اندازی آژانس یهود در کنگره صهیونیستی زوریخ در سال 1929 یک عملیات گسترده جهانی را آغاز کرد و فعالیت خود را بی وقفه تا سال 1948 که رژیم اشغالگر قدس رسما به حکومت رسید،ادامه داد،عمده فعالیت های این تشکیلات جهت رسیدن به هدف نهایی ایجاد دولت یهودی به این شرح بود،آنها سعی داشتند به هر شکل موجود با نفوذ در دولت انگلیس و کسب خبر از سیاست های آن دولت،فعالیت های صهیونیستی خود را در نهایت سرعت و دقت پیش ببرند و حتی عملیات نفوذ در گروه های فعال عربی و ضد صهیونیستی را در برنامه کار خود داشتند،عملیات نفوذ در هر گروهی که مفید یا مضر صهیونیست شناخته می شد باید صورت می گرفت، شایی همچنین در بسیاری از کشورها به خصوص اروپا زمینه و راه را برای مهاجرت یهودیها باز می کرد و در قاچاق اسلحه و مسلح کردن صهیونیست ها نقش داشت.فعالیت گروه های یهودی رقیب و سایر یهودیان مهاجر نیز زیر ذره بین مخفی این تشکیلات بود.جاسوسان شایی در بین مقامات انگلیسی حاکم بر فلسطین به خوبی نفوذ کرده و پلیس،گمرک و ... را در کنترل داشتند و از این طریق کار قاچاق سلاح اعراب به فلسطین را با مشکل روبه رو می کردند،در دوران حکومت انگلیس در فلسطین امور مهاجرت یهودیان به آن کشور توسط دو سازمان صورت می پذیرفت،موسسه مهاجرت آ (Immigration A) مهاجرت به اصطلاح قانونی 75 هزار یهودی را بین سالهای 1939 تا 1944 انجام داد و ظرفیت بیشتر از این آمار باید با رضایت اعراب صورت می گرفت که اعراب نیز به این خواسته تن نمی دادند، در نتیجه برای ورود بیشتر و غیر قانونی یهودیها،موسسه مهاجرت  بی (Immigratin B) راه اندازی گردید،آژانس یهود با همکاری موسسه بی توانست با عوامل خود در داخل و خارج از فلسطین مهاجرت غیر قانونی یهودی ها را میسر کند.

 

عوامل خارجی کارهایی نظیر تهیه گذرنامه های جعلی،راه فرار،خانه های امن،وسایل نقلیه دربست زمینی و دریایی،فراهم نمودن غذای کافی و ... را برای یهودیان مهاجر تا رسیدن به داخل خاک فلسطین انجام می دادند و کلیه فعالیت هایشان به دور از چشم سازمان های امنیتی (حتی انگلیس) صورت می گرفت.صهیونیست ها در داخل فلسطین احتیاج مبرمی به سلاح و مهمات داشتند،هرچند که قاچاق سلاح از طریق چندین گروه تامین می شد اما عطش آنها را جهت مسلح شدن برطرف نمی کرد،رخشش (Rekcsh) از جمله گروه های مخفی صهیونیستی بود که کار قاچاق اسلحه را بر عهده داشت البته این گروه فقط قاچاق سلاح نمی کرد بلکه به شکل شرکت های مختلفی با عناوین پوششی و هویت های جعلی اعضای بسیاری را به خدمت گمارده و کارهای اطلاعاتی و عملیاتی انجام می داد، گروه عملیاتی پالخ و گروه دریایی پالیام از جمله زیرشاخه های مخفی این گروه بودند.

 

برگرفته شده از ماهنامه جنگ افزار