جنگ جهانی دوم از نگاهی دیگر
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧   کلمات کلیدی:

در نیمه اول قرن بیستم میلادی بشریت دوجنگ ویرانگر را از سر گذراند.جنگ اول هرچند بعدها به جنگ بزرگ مشهور گشت، عمدتا فقط محدود به اروپا بود ولی جنگ جهانی دوم جهانگیر بود که کشورهایی چون کل کشورهای اروپایی، شوروی، ژاپن، آمریکا، کانادا، مصر، لیبی و حتی ایران را شامل می شد.


اگرچه جهان همچنان درگیر جنگ های پراکنده می باشد، اما با قیاس با جنگ جهانی دوم چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی، جایی برای مقایسه باقی نمی ماند. حالا بیش از 60 سال است که از جنگ جهانی دوم می گذرد، اما چنانکه استقبال فراوان از کتابها و فیلمهای جنگی، نشان می دهد، دلبستگی و کشش نسبت به آن همچنان نیرومند است.

اما در اینجا هدف ما مطالعه و یا مرور تاریخ جنگ جهانی دوم نیست زیرا در این زمینه تا به حال بیش از هزاران مطلب و کتاب به رشته تحریر در آمد و فیلم های بسیاری به نمایش گذاشته شده است، بلکه ما می خواهیم این واقعه بزرگ را از زاویه دیگر مورد بررسی قرار دهیم.

(بیسمارک) صدر اعظم مشهور آلمان در قرن نوزدهم در جایی میگوید: (احمقها میگویند که با کمک تجربه، می آموزند، اما من ترجیح می دهم از تجربه دیگران بهره برداری کنم) و یا در جای دیگر ناپلئون سردار بزرگ فرانسوی میگوید:(حقایق جنگ را جز در کتاب های تاریخ  جای دیگر نمی توان یافت، راه آموختن جنگ، بررسی نبردهای  گذشته و درک رموز آنها است).

در حرفه نظامی نیز فرصت برای تجربه علمی بسیار کم است و ندرتا پیش می آید. پس نتیجتا هیچگونه آموزشکاه تجربی برای ارائه وضع جنگ غیر از خود جنگ وجود ندارد و صد البته جنگ به قدری وحشتناک است که نمی توان آن را صرفا به خاطر آموزش، به وجود آورد و بکار برد.

حال قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم، اشاره کوتاه و گذرا به نام گذاری جنگ ها می نماییم.

این عناوین به شرح زیر می باشند.

1- بر حسب منطقه یا شهری که جنگ در آن واقع شده است مانند نبرد برلین، استالینگراد، العلمین و ...

2- بر حسب نام رمز عملیات مورد نظر مانند عملیات بارباروسا، طوفان، جادو و ...

3- بر حسب نام فصل و سالی که عملیات مربوط در آن مقطع واقع شده است مانند تعرض تابستانی روسها در سال 1944

4- در هر کشور نامگذاری جنگ ها بسته به فرهنگ و افکار عمومی آن کشور متفاوت است که البته این نامگذاری بیشتر توسط رسانه های گروهی به انجام می رسد. به عنوان مثال در میهن عزیزمان ایران جنگ تحمیلی عراق علیه ما به (هشت سال دفاع مقدس)معروف است و یا در جنگ روسیه و آلمان نازی  توسط روسها به (جنگ کبیر میهنی)نامگذاری شده است. اما اصولا آنچه که در نامگذاری جنگ ها عمومیت دارد، نام طرفهای درگیر بعلاوه سال وقوع آن نبرد.

انواع نبردها

1-     عملیات تهاجمی (تعرضی)

2-     عملیات تدافعی

عملیات تهاجمی (تعرضی)

در این نوع عملیات نیروهای حمله ور برای به دست آوردن مزیتی بر دشمن، مبادرت به انجام ماموریت های مخطلفی نموده که فرماندهی برای اتخاذ یکی از آنها با توجه به عواملی از قبیل زمین، وضعیت استقرار نیروهای خودی و دشمن، وسایل موجود و مدت زمان موجود تصمیم می گیرد.

انواع مانورهای تهاجمی (تعرضی)

الف) مانور احاطه ای:

 مانوری است که با عبور از طرفین دشمن، از مواضع دفاعی اصلی او اجتناب نموده و هدفی را در عقب دشمن تصرف می نماید. این مانور در شرایطی امکان پذیر است که جناحین دشمن قابل وصول باشد. از این مانور در آغاز جنگ جهانی دوم، ورماخت (ارتش آلمان نازی) به دفعات استفاده نمود. از جمله در مهمترین آنها در تهاجم به روسیه در سال 1941.

ب) مانور دورانی:

در این عمل، نیروی مانور کننده با عبور از طرفین و یا از بالای مواضع اصلی دشمن هدفی را در عقب دشمن تصرف می نماید به نحوی که دشمن مجبور شود مواضع خود را ترک کرده و یا  نیروی عظیمی را برای مقابله در سمت مورد تهدید وارد عمل  برای انجام مانور دورانی در شرایطی گرفته می شود که موقعیت اجازه دهد تا قبل از آنکه نیروی دشمن بتواند عقب نشینی کرده و تقویت گردد مناطق حیاطی در پشت سر دشمن تصرف شده و موجب درهم شکستن نیروی خصم گردد. نمونه کامل این نوع مانور در تهاجم ارتش آلمان نازی  به بلژیک و هلند انجام گرفت که ورماخت با پیاده کردن چتربازان، مواضع حیاطی را در پشت خطوط دشمن تصرف نمود و به این صورت باعث از هم گسیختگی خطوط دفاعی متفقین گردید.

ج) مانور نفوضی:

در این مانور نیروی حمله ور از مناطق دفاع عمده دشمن به منظور از بین بردن مقاومت دفاع او عبور می نماید. این فرم مانور هنگامی اجرا میگردد که جناحین دشمن قابل وصول نبوده و یا آنکه زمان برای اجرای مانور احاطه ای موجود نباشد، نمونه کامل این مانور در تهاجم تابستانی ارتش سرخ شوروی که در سال 1944 به وقوع پیوست، بطوریکه در جبهه مرکزی که قویترین خطوط دفاعی ورماخت در این بخش بود به انجام رسید.

ضمنا باید به خاطر داشت اصولا انجام این مانور وقتی انجام می پذیرد که نیروی حمله کننده از نظر تعداد نفرات و تجهیزات و هم چنین قدرت آتش برتری (بیشتری) داشته باشد.

عملیات تدافعی:

در این عملیات،مدافع کوشش می کند که با انتخاب منطقه نبرد،دشمن را وادار به عکس العمل هایی بر طبق طرح دفاعی خود نموده و یا بهره برداری از نقاط ضعف و اشتباهات او،ابتکار عمل را در دست گرفته و حفظ نماید.

انواع مانورهای تدافعی

الف) حمله متقابل:

از قطعی ترین عامل دفاع می باشد و موفقیت در آن به غافلگیری و جسارت و سرعت در اجرای آن بستگی دارد.حمله متقابل بوسیله نیروهای احتیاطی اجرا شده و انجام آن وقتی است که واحد حمله کننده موفق به داخل شدن در مواضع دفاعی شده ولی هنوز تجدید سازمان نکرده و مستقر نشده و اوضاع مغشوشی دارد.

یکی از مشهورترین حملات متقابل،حمله متقابل ارتش سرخ در دروازه های مسکو بود که در این عملیات ژنرال (ژوکوف) با (100 لشکر) نیروی احتیاطی که در اختیار داشت،دقیقا در لحظه مناسب تعرض خود را به اجرا گذاشت و موجبات نجات مسکو را فراهم نمود.

ب) عملیات تاخیری:

منظور از این مانور،اغتنام وقت است،در حالی که از عملیات قطعی و درگیری به دلیل میل و اراده فرمانده و یا بر حسب فشار دشمن و از روی اجبار پرهیز میگردد و با عقب نشینی در یک موضع و یا مواضع متوالی،حداکثر وقت را برای فرمانده ایجاد نموده تا در موقع لزوم با اجرای عملیت تدافعی یا تعرضی،ابتکار به نبروهای خودی بازگردد ،ضمنا باید توجه داشت نباید هر زمینی به دشمن واگذار شود و همچنین در حین عقب نشینی،موضع یا مواضع انتخابی در مسافتی از موضع قبلی باشد که دشمن مجبور گردد که گروه بندی و آرایش خود را تغییر دهد.بهترین نمونه این نوع مانور،عملیات تاخیری ورماخت در شمال ایتالیا بین سالهای 1942 تا 1944 در مقابل نیروهای متفقین بود که توسط ژنرال (کسلرینگ) آلمانی به بهترین شکل ممکن و با حد اقل نیرو انجام شد.

اصول جنگ

(فون مکلوزویتز) یکی از بزرگترین تئوریسین های نظامی می گوید:( اصول جنگ باید طوری در مغز فرماندهان جایی بگیرد که از صورت مسائل عادی و زودگذر خارج شده و به شکل یک عضو تشکیل دهنده مغز باشد).

یعنی اطلاعات باید به گونه ای در مغز یک فرمانده جایگزین شود که در هر نوع عملیات،بتواند خود به خود بکار گرفته شود.

اصول جنگ به طور کلی 9 قسمت است ولی بعضی از فرماندهان با توام نمودن چند اصل و یا تجزیه و تحلیل یک اصل به چند قسمت،تعداد اصول را کم یا زیاد می نمایند.

اصول نه گانه عبارتند از:

1-     اصل هدف

2-     اصل تعرض

3-     اصل ضربت قوی بر ضعیف

4-     اصل صرفه جویی قوا

5-     اصل تحرک و سرعت

6-     اصل غافلگیری

7-     اصل تامین

8-     اصل سادگی

9-     اصل همکاری

اجرای این اصول برای تهیه و هدایت جنگ،همان (استراتژی) است و اجرای آن در میدان نبرد (تاکتیک) نامیده می شود.اما نباید فراموش کرد که این اصول تنها عواملی نیستند که در تصمیم فرمانده موثرند،بلکه عوامل دیگری مانند ملاحظات سیاسی،عقاید عمومی،قوانین بین المللی و شرایط روحی و غیره به نوبه خود فاکتورهای مهمی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.

آیین جنگی

عبارت از این است که در زمان صلح،هر کشور بداند که در مواقع بروز جنگ و حوادث نظامی چه وظیفه ای داشته و طرح آن چیست.مثلا کشوری که دارای طرح تعرضی می باشد منظورش از جنگ،حمله به حریف و از بین بردن آن و اشغال قسمت های از خاک آن است و یا کشوری که دارای طرح دفاعی است،در مقابل حمله دشمن احتمالی،دفاع می نماید که خود این دفاع ممکن است به اشکال مخطلف باشد.

عوامل موثر در آیین جنگ عبارتند از:

1- تهیه ارتش و آموزش آن.2- جنگ افزار.3- موقعیت جغرافیایی که شامل ثروت،جمعیت،وسعت و طول مرزهایی که یک کشور دارد.

حال جهت روشن تر شدن مطلب به آیین جنگی ارتش آلمان نازی و فرانسه در سال 1940 می پردازیم.

آیین جنگی ارتش آلمان نازی غافلگیری،سرعت،تفوق کمرشکن که در نقطه ضعف دشمن اعمال گردد.

شیوه نبرد ارتش آلمان نازی تعرضی بوده به این صورت که نخست نقطه ضعف را در آرایش دشمن تجسس مینماید،سپس وسایل لازم یعنی واحدهای زرهی و لشکرهای موتوریزه و واحدهای هوایی را در سمت همین نقطه ضعف تجمع می کرد و در نهایت از رخنه ای که در شکاف موجود در نیروی دشمن ایجاد نموده،حداکثر بهره برداری را نموده و مستقیما روبه جلو تاخته تا نیروهای احطیاطی را متواری کند،در حالی که واحدهای پیاده از پشت سر مدافعین حمله ور شده و بدین صورت شکاف را افزایش می داد.و البته آلمانی ها به این امر اکتفا کردند و تانک های خود را دسته جمعی وارد کارزار نمودند.

آیین جنگی ارتش فرانسه:

سیتم نبرد فرانسویان تدافعی بوده و روی همین اصل خط دفاعی ماژینو را با صرف هزینه گزاف،بنیان نهادند.از نظر آنها با پول و بهای یک تانک ممکن است چند توپ ضد تانک خریداری نموده و همچنین بر این باور بودند که هواپیماها هیچ گاه پیروز میدان جنگ نبودند.آنها خاطره جنگ جهانی اول و برتری دفاعی نسبت به حمله را فراموش نکرده بودند و همواره تانک را پشتیبان پیاده نظام می دانستند.

در نهایت آیین جنگی فرانسه در یک کلام چنین بود: دفاع از هر طرف.

قسمت پایانی بحث شرح عملیات

در شرح یک عملیات ابتدا باید مشخص شود که این نبرد از چه نوعی است،تدلفعی و یا تعرضی و اینکه در هر یک از این حالت ها،از چه نوع مانور و یا مانورهایی استفاده شده است و اینکه هدف از این عملیات چه بوده و توان رزمی طرفهای درگیر به چه صورت است.از نظر تعداد نفرات،نوع استقرار آنها،تعداد ادوات که شامل تعدا لشکرهای زرهی،تعداد تانکها،تعداد هواپیماهای جنگی،تعداد توپهای طرفین و ... همچنین هریک از طرفین درگیر در نبرد مورد نظر چه تعداد لشکرهای احتیاطی را دارا می باشند.

باید در نظر داشت اگر عملیات مورد نظر ویژگی خاصی را دارا می باشد حتما بدان اشاره نمود.از طرفی باید زمان شروع و همچنین پایان یافتن نبرد مورد نظر قید شده و در نهایت تعداد تلفات طرفین که شامل تعداد کشته ها،زخمی ها،اسرا و مفقودالاثرها مشخص گردد و البته تعداد ادوات منهدم شده یا به غنیمت گرفته شده از طرفین درگیری بایستی که بیان شود.به عنوان آخرین کلام باید واضح گردد که نیروی عمل کننده به هدف های از پیش تعیین شده رسیده یا نه و اینکه این نبرد چه تاثیری در خطوط مرزی طرفین داشته و یا حتی از نظر سیاسی و یا اقتصادی چه تاثیری در منطقه درگیری داشته است.

جهت روشن تر شدن مطلب با ذکر یک مثال از جنگ جهانی دوم،مطلب را به پایان می رسانیم.

نبرد کورسک در سال 1942 از 5 ژوئیه آغاز و در 12 ژوئیه فروکش نمود.هدف ارتش ورماخت از تهاجم به منطقه کورسک نابود کردن نیروهای ارتش سرخ (شوروی) در فرورفتگی مشکوکی بود که در خطوط نبرد به وجود آمده بود.نیروهای آلمانی تصمیم داشتند از دو جهت شمال و جنوب با انجام یک مانور احاطه ای،نیروهای انبوه روسی را که در این منطقه تجمع کرده بودند را نابود نمایند.

استعداد ارتش ورماخت آلمان در این نبرد چنین بود:

تعداد نفرات نیروهای مهاجم (ورماخت): 900.000 نفر

تعداد توپ: 10.000 عدد

تعداد تانک: 2.700 عدد

تعداد هواپیماها: 2.500 فروند

استعداد ارتش سرخ (شوروی)

تعداد نفرات: 4.427.000 نفر

تعدا توپ:20.220 عدد

تعدا تانک:3.306 عدد

تعدا هواپیماها:2.650 فروند

روسها از گذشته عبرت گرفته بودند و 4 خط دفاعی به عمق 80 کیلومتر به وجود آورده بودند و نتیجه آن شد که ارتش ورماخت در تابستان شکست خورده و این شکست نقطه عطفی در تاریخ جنگ جهانی دوم بود، به گونه ای که دیگر ارتش آلمان از زیر بار این شکست نتوانست رهایی یابد. ویژگی مهم این عملیات، درگیری بیش از 6.000 تانک از طرفین بود که بزرگترین نبرد تانک ها در تاریخ را رقم زد. تلفات ارتش ورماخت به طور کلی 500.000 نفر بود و در مقابل تلفات ارتش تمام نشدنی شوروی بیش از 3.500.000 کشته بود و در نهایت ارتش آلمان به اهداف از پیش تعیین شده نرسید.