دهه 1920 خطرناکترین سالها برای رهبران سیاسی در آلمان بود.و رهبران سیاسی برای کنار زدن رهبران دیگر احزاب از هیچ کاری خودداری نمی نمودند.یکی از این احزاب،حزب نازی آدولف هیتلر بود که به سال 1923 به دستور وی،گروه اس آ تشکیل شد که در اوایل دارای 200 نفر بود ولی چندی بعد نامی بس رعب انگیز به خود گرفت.رهبر این گروه (ارنست روهم) بود.

در سال 1930 هیتلر به هانریش هیملر دستور تشکیل یک گروه جدید را داد،هیملر نیز گروه گارد مخصوص محافظین آدولف هیتلر را تشکیل داد که نام آنها را (SS) گذاشت،هیملر تصمیم گرفت که از گروه گمنام (SS) یک سازمان بزرگ بسازد که حزب را برای نیل در اهدافش یاری کند.این گروه بعدها جایگاهی آهنین در تاریخ آلمان یافت.

نیروهایی که هاینریش هیملر ویاران او برای اس‌اس استخدام می کردند گلچینی بودند از بهترین ، نیرومندترین و وفادارترین جوانان آلمانی که هم از دید جسمی، روحی،ذهنی وعقیدتی برتر بودند.

گروه SA 

یک سرباز SA با پیراهن قهوه ای

"اس آ" تشکیلات شبه نظامی (حزب آلمان نازی) بود.این گروه توسط ارنست روهم (که یکی از نظامیان آلمان در جنگ جهانی اول بود) ساماندهی و آماده شد.افراد "اس آ" پیراهنی به رنگ قهواه ای می پوشیدند و به همین دلیل به آنان لغب پیران قهوه ای نیز اطلاق می شد علت استفاده افراد "اس آ" از این پیراهن قهوه ای،وفور و قیمت ارزان این پیراهنهای نظامی در آلمان بود زیرا در طی جنگ جهانی اول تعداد بسیار زیادی از این پیراهن ها توسط ارتش آلمان برای ارسال به آفریقا سفارش داده شده بود و پس از جنگ اول این پیراهنها از بازار آزاد با قیمتی بسیار ارزان قابل تهیه بودند.در زمان تشکیل گروه اس اس گروه اس آ نیز که در مدت ها پیش تحت فرماندهی روهم بودند،فعالیت می کردند و حدود دو میلیون نفر عضو داشت.روهم که تشنه قدرت بود،علیه دوست قدیمی خود آدولف هیتلر دست به تحرکاتی زد تا قدرت را بدست گیرد."اس آ" به مرکز حزب نازی در برلین حمله کرده و مشکلات و خسارات قابل توجهی را به وجود آورد.خوب مسلما هیتلر هم در مقابل چنین تحرکاتی ساکت نمی ماند و مصمم به انحلال SA گرفت.در سال 1932 قدرت تشکیلات "اس اس" به اندازه ای رسیده بود که بتواند هیتلر را در سرکوبی "اس آ" که روز به روز خطرناکتر و قدرتمندتر می شد،یاری کند.

این بود که SS در برابر SA قد علم کرد و در 30 ژوئن 1932 که شب خنجرهای برهنه یا به خنجرهای خونین نیز شناخته میشود را راه انداخت.به دستور هیتلر عملیات انهدام گروه "اس آ" آغاز شد و جوخه های "اس اس" شروع به قتل عام سران و فعالان "اس آ" نمودند. در برلین حدود 150 عضو بلند پایه "اس آ" تیرباران شدند.این عملیات در حدود 2 روز به طول انجامید و در پایان کل تشکیلات "اس آ" به طور کامل منحل شد و "اس اس " مخوف جایگزین آن گردید،هیتلر موفق شد با گارد محافظتی خود چیزی حدود 84 نفر از مخالفان درجه یکش در SA را از بین ببرد و آرامش از دست رفته را بازیابد.

به موجب این اتفاق هیتلر به قدرت واقعی مردان هیملر پی برد و SS تبدیل به دومین ارگان با اهمیت وابسته به حزب نازی شد.

بعدها اعضای این سازمان به قدری افزایش یافت که تبدیل به دو لشکر و چند هنگ موتوریزه شد.اعضای این گروه در حضور خود آدولف هیتلر سوگند وفاداری یاد می کردند و به طور مستقیم زیر نظر او اداره می شدند.در این زمان در دو شهر"بادتولزت" و "براونشوایگ" برای افسران اس اس مدارسی برپا شد تا سربازان آینده اس اس را تعلیم دهند.

پس از قطعی شدن حمله به لهستان سه هنگ اصلی به هم پیوستند تا لشکر (جمجمه ها) را تشکیل دهند و یک لشکر به نام (لشکر شهربانی) تشکیل شد.در سال 1940 طی توافق نامه ای بین ارتش آلمان و اس اس،نام وافن اس اس به طور رسمی به این نیرو ها اطلاق شد.

عملیات های وافن اس اس در جنگ

برخی از اس اسها اگرچه از امکانات کمی بهره می بردند (بجز اس‌اس های هیتلری) اما با استفاده از همین امکانات کم وحشت را در دل دشمنان می انداختند.در دو جبهه شرق و غرب اروپا نام لشگرهای وافن اس‌اس وحشت در دل دشمنان می انداخت؛ یعنی به عبارت دیگر شوروی وهم متفقین غرب می دانستند یک وافن اس اس تا آخرین قطره ی خون خود از کشورش دفاع می کند؛ بدون اینکه ترسی از تجهیزات دشمن داشته باشد.به خاطر همین وافن اس اس ها در جنگ علاوه بر اینکه تأثیر گذار بودند؛معروف هم شده بودند. لشگرهای مختلف وافن اس اس از آغاز جنگ تا پایان جنگ، تقریباً در همه ی جبهه ها حضور داشتند وعده ی زیادی از سربازان وافن اس اس جان خود را در همین جبهه ها از دست دادند.پرداختن به شرح نبردهای وافن اس اس در جبهه های نبرد از حوصله این مقاله خارج است چرا که در باب این مبارزات می توان کتاب ها نوشت.اما در این میان به بیان همین نکته بسنده میکنیم که وافن اس اس در جنگهای لهستان،کورسک،خارکف،حمله به یونان،فتح کیف،عملیت بارباروسا و ... شرکت جستند و از میدانی به میدان دیگری جابه جا می شدند.البته از اهمیت و نقش اس اس مسلح در جبهه های جنگ هرچه گفته شود،کم گفته شده.

 

پذیرش داوطابان خارجی

هیملر همیشه رویای بزرگتر شدن وافن اس اس را در سر می پروراند،گروهی بزرگتر و عظیمتری از آنچه در اختیار داشت،گروهی که به قول خودش:((اروپا را از قوم خدانشناس بلشویک و یهود پاک کند)).او راه تحقیق این آرزو را با جذب نیروهای خارجی به سازمان وافن اس اس می دید.بسال 1940،دستور تشکیل لشکر چند ملیتی اس اس تحت عنوان نام "وایکینگ" داده شد،طولی نکشید که داوطلبانی از سرتاسر دنیا،نروژ،دانمارک،فرانسه،استونی،فنلاند،بلژیک،نروژ،اکراین،یونان،هلند،ایران و حتی هند خواستار عضویت در گروه وافن اس اس گشتند.حتی در میان داوطلبان مردان روس نیز حضور داشتند که این به خاطر مبارزه علیه گروه های دوستار شوروی و کمونیسم بود،تعدادی از این سربازان به خاطر تسویه حساب های شخصی خود دست به جنایاتی مخفی زدند که به وافن ا اس هیچ ربطی نداشت(ولی به نام وافن اس اس تمام شد).

دوره آموزشی

دوره آماده سازی و تمرینات عضویت در وافن اس اس چندین ماه به طول می انجامید در این مدت دوره هایی شامل آمادگی جسمانی،عقیدتی سیاسی،جنگ افزار شناسی و تمرینات تیرندازی بود که اینها نیز به چند بخش تقسیم می شدند.سربازی که می توانست با موفقیت این دوره ها را پشت سر بگذارد،جهت آموزش پیشرفته به آموزشگاه های ویژه ارجاع داده می شد.

بر خلاف ارتش ورماخت که فضایی خشک،دیواری بین افسران و دستیارانشان می کشید،فضا و جو حاکم بر وافن اس اس ،جوی نسبتا دوستانه و آزاد بود.البته این به آن معنا نبود که رعایت سلسله مراتب و احترام به مافوق فراموش شود.

یونیفرم ها و تجهیزات

این سپاه بزرگ دارای یونیفرمی شبیه به نیروی زمینی ورماخت بود ولی سیاه پرکاربرد ترین رنگ بود و این هم به خاطر اینکه وحشت آور باشد. همچنین لشگر های مختلف از آرم های مخصوص به خود را مورد استفاده قرار می داند مانند جمجمه. برای فرق بین نیروی ورماخت و وافن اس اس، اس اسی ها از بازوبندی با نشان پرچم آلمان نازی استفاده می کردند والبته این بازوبند را به هر کسی نمی دادند و نشانه برگزدیده بودن و برتر بودن مردان وافن اس اس بود.متاسفانه لشگرهای مختلف وافن اس اس را آنگونه که باید تجهیز نکردند و به آنها سلاح های درجه ی پایین می داند و عموماً از سلاح های ساخت جمهوری چک ، فنلاند وکشورهای دیگر استفاده میکردند. البته لشگر ژرمانیا(به معنی کشور آلمان) دارای سلاح های به روزدر زمان خود بود و همین باعث کارا بودن این لشگر می شد. گرچه لشگر های دیگر به تجهیز ژرمانیا نمی رسیدند ولی این از کارکرد آنها نکاست.بنابراین لشکری که خوب تجهیز نشود نمی توان از آن به اندازه یک لشکر تا دندان مسلح انتظار داشت.

پایان جنگ

روزهای پایانی جنگ سربازان کوچک یعنی سربازان نوجوانی که عضو وافن اس‌اس شده بودند از شهرهای آلمان در برابر مهاجمان دفاع می‌کردند و مهم‌ترین حضور این سربازان کوچک را می‌توان به میدان جنگ برلین، مقر حضور هیتلر اشاره نمود که دو لشکر محافظان اس‌اس و لشکر جمجمه مقاومت بسیاری در مقابل حمله‌ی ارتش‌های شوروی به برلین از خود نشان دادند. سربازان کوچک از داخل کانال‌های فاضل آب حرکت می کردند و پشت سر سربازان روسی و تانک‌های آنها در می‌آمدند و آنها را نابود می کردند (تانک های T-34 روسی از پشت دارای زرهی ضعیف‌تر بود وبا یک پانزر فوست(شبیه بازوکا) به راحتی از پای در می‌آمدند). سربازان کوچک باعث شدند گرفتن برلین برای ژنرال ژوکف به مدت 2 هفته به عقب بیفتد.

تا پایان جنگ تعداد کثیری از افراد وافن اس اس کشته شدند و با پیروز شدن متفقین مردان وافن اس اس هرکدام به سرنوشتی دچار شدند:از میان آنهایی که زنده ماندند،گروهی به نقاط دور دست گریختند،گروهی هرگز محکوم به جنایاتی نشدند،گروهی که می دانستند پس از دستگیری به دست متفقین چه سرنوشت تیره ای در انتظارشان است،دست به خودکشی زدند،گروهی نیز که تسلیم شدند و به دست متفقین به اسارت گرفته شدند اگر می دانستند که پس از دستگیری با آنها چه رفتاری خواهد شد،هیچ وقت تسلیم نمی شدند. گروهایی نیز به گروهای مقاومت زیرزمینی پیوستند تا مبارزه علیه کمونیسم را ادامه دهند.