ساختمان دیوان کیفری بین المللی در کشور هلند

دارندگان قدرت در جنگ با یکدیگر،در بیشتر مواقع مرتکب رفتارهای غیر انسانی و ناشایسته ای با انسانها شده اند.رفتارهایی که گاه چندان وحشتناک و شنیع هستند که باور و تصور آن آسان نیست.شگفت انگیز اینکه در اغلب موارد افراد غیر نظامی و بی دفاع قربانی جنایتهای آنان هستند.جنایتکاران معمولا خود قدرت را در دست دارند و یا از جانب صاحبان قدرت حمایت می شوند پس می دانند که تحت پیگرد و محاکمه قرار نخواهند گرفت.

ایجاد یک محاکمه بین المللی که قادر باشد جنایتکاران را مجازات کند،مورد توجه علاقه مندان و دست اندرکاران امور بشر دوستانه اعم از افراد و سازمانها چه دولتی و چه غیر دولتی بود.تلاشهای به عمل آمده در سالهای پایانی قرن بیستم به ثمر نشست.در سال 1998 اساسنامه دیوان کیفری بین المللی تنظیم شد تا نهاد تازه عدالت را درباره عاملان جنایت های بین المللی به اجرا در آورند.

البته قبل از این نیز برای رسیدگی به آن جنایات دادگاهای بین المللی به وجود آمده بودند،اما آنها به صورت مقطعی و محدود تشکیل شدند و پس از چندی نیز منحل شدند. دادگاه های نورنبرگ و توکیو که بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم به جنایات سران ژاپن و آلمان رسیدگی کردند،نمونه هایی از این دست هستند. دو دادگاه هم از سوی شورای امنیت درباره رسیدگی به جنایتهایی که در رواندا و یوگسلاوی سابق رخ دادند،ایجاد شدند.همه این دادگاه ها وظایف خاص و محدودی داشتند و هیچ یک جهان مشمول و دائمی نبودند.پس از مدتی نیز منحل شدند.

در ژوئیه 1998 کشورهای جهان جهت ایجاد نهادی که در باره جنایت های بین المللی رسیدگی و قضاوت کند،در ایتالیا گرد آمدند.کنفرانسی دیپلامتیک در شهر رم برگزار شد.در کنار نمایندگان کشورها،نمایندگان سازمانهای غیر دولتی و سازمانهای بین المللی نیز حضور داشتند.پس از بحث و تبادل نظر،اساسنامه دیوان کیفری بین المللی تهیه شد. نمایندگان کشورها ی حاظر در اجلاس این سند  بین المللی را تایید و امضا نمودند.ایران نیز از جمله امضا کنندگان این اساسنامه بود.طبق مفاد اساسنامه،این سند زمانی قدرت اجرایی پیدا می کند که دست کم 60 کشور آن را در مجلس قانون گذاری خود به تصویب برسانند.پس از تحقیق این شرط در سال 2002 و با انتخاب قضات،دیوان کیفری بین المللی به طور رسمی آغاز به کار نمود.مقر آن نیز شهر "لاهه" هلند است.همکنون 104 کشور از مجموع 192 کشور جهان با تصویب اساسنامه به آن ملحق شده اند.

دیوان کیفری بین المللی صلاحیت رسیدگی به چهار دسته از جنایتها را دارد.این جنایتها عبارتند از:نسل کشی،جنایت علیه بشریت،جنایت جنگی و جنایت تجاوز.در اساسنامه دیوان هر یک از جنایتها تعریف و از هم تفکیک شده اند.

نسل کشی یا ژنوسید

کشتار و نابودی یک گروه ملی،قومی،نژادی یا دینی است.نسل کشی در سال 1982 در صبرا و شتیلا، در سال 1991 در بوسنی و هرزگوین، در سال 1994 در رواندا،نمونه هایی از ارتکاب این نوع جنایت است.

جنایت علیه بشریت

شامل اعمالی است که به قصد ایجاد رنج زیاد یا صدمه شدید به سلامت جسمی یا روحی انسان با حمله سازمان یافته و گسترده بر ضد جمعیت غیر نظامی صورت می گیرد.اعمالی نظیرقتل،بردگی،کوچ اجباری،تجاوز جنسی،فاحشگی اجباری،آپارتاید و دیگر موارد مشابه نمونه هایی از این نوع جنایت است.

جنایت جنگی

دربرگیرنده نقض شدید کنوانسیون های چهارگانه ژنو 1949 است که ارتکاب آن به موجب اساسنامه دیوان،جنایت تلقی شده است. کنوانسیونهای یاد شده که همه کشورهای جهان به آنها پیوسته اند،بیان کننده قواعدی است که طرفهای درگیر در جنگ ملزم به رعایت آن هستند.این کنوانسیونها که مقررات حقوق بشر دوستانه را دربر میگیرند عبارتند از:حمایت از اسیران جنگی،حمایت از افراد غیر نظامی در جنگ و حمایت از مجروحان و بیماران نیروهای مسلح در جنگ زمینی و جنگ دریایی.

جنایت تجاوز یا جنایت علیه صلح

توسل به زور از سوی یک کشور بر خلاف مقررات حقوق بین المللی علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشور دیگر است.در منشور سازمان ملل متحد که مهمترین معاهده بین المللی میان کشورها به شمار می آید،توسل به زور ممنوع اعلام شده است.بر اساس این سند بین المللی استفاده از زور صرفا در دو حالت مجاز است:1-توسل به زور در مقام دفاع مشروع،2-توسل به زور با مجوز شورای امنیت.

جنایتهایی که دیوان کیفری بین المللی به آنها رسیدگی میکند ممکن است در جریان جنگ بین المللی،یعنی جنگ میان دو یا چند دولت روی دهد،مانند جنگ ایران و عراق،یا در جریان جنگ داخلی،مانند درگیری خونین در رواندا به وقوع پیوسته باشد.

صلاحیت دیوان کیفری بین المللی  را از نوع حیث نوع جنایت بررسی کردیم اما آیا این مرجع بین المللی قضایی قادر است به جنایتهای ارتکابی در سرتا سر جهان رسیدگی کند؟آیا افرادی که پیش از تشکیل دیوان کیفری بین المللی مرتکب جنایت شده اند قابل محاکمه در آن هستند؟آیا برپایی این مرجع قضایی،اختیار محاکمه را از دادگاههای داخلی سلب میکند؟

دیوان کیفری بین المللی صلاحیت رسیدگی به جنایاتی را دارد که در قلمرو کشورهای عضو اساسنامه رخ داده باشد.همچنین اگر قربانی جنایت یا عامل جنایت تبعه کشور عضو باشد،هرچند جنایت در کشور غیر عضو ارتکاب پیدا کند،دیوان،صالح به رسیدگی است. به طور مثال چون عراق به اساسنامه ملحق نشده است،دیوان نمی توانست به جنایات صدام رسیدگی کند.

طبق اساسنامه،دیوان کیفری بین المللی اعمال جنایتکارانه ای را مورد قضاوت قرار می دهد که پس از لازم الاجرا شدن اساسنامه و تشکیل دیوان واقع شده باشند.از این رو جنایتهای ارتکابی پیش از سال 2002 قابل رسیدگی در این مرجع نیستند.

البته تصور نشود که اختیار رسیدگی به جنایتهای بین المللی از دادگاههای داخلی کشورهای عضو سلب شده است. در اساسنامه که سند موسس دیوان است،صلاحیت دادگاهای داخلی محفوظ است.بدین معنا که در محاکمه جنایتکاران جنگی یا مرتکبین دیگر جنایت هایی که شرح داده شد،دادگاه های داخلی در رسیدگی در اولویت قرار دارند و دیوان کیفری بین المللی وارد رسیدگی نمی شود.اما چناچه از اوضاع و احوال پیرامون قضیه معلوم شود که دادگاه داخلی "قادر" به انجام این کار نیست،یا "مایل" به محاکمه جنایتکاران نیست،در این هنگام دیوان،صلاحیت خود را اعمال می کند.

ظهور دیوان کیفری بین المللی نقطه عطفی در حقوق بین المللی است.این رویداد به تقویت صلح و همبستگی میان ملتها یاری میرساند و جامعه جهانی را در سیطره نظم و قانون قرار میدهد.

پاورقی

ایران اساسنامه را امضا کرده است اما چون اساسنامه به تصویب مجلس نرسیده است ،در زمره کشورهای عضو آن به شمار نمی آید.

دادگاه لایحه معروف که به شکایت انگلیس علیه ایران در سال 1331 در پی ملی شدن نفت رسیدگی کرد تفاوت دارد،هرچند که این دادگاه نیز در همین شهر هلند مستقر است.

"حقوق بشردوستانه"آن دسته از قواعد حقوق بشر است که باید در زمان جنگ رعایت شوند.